با سلام .يك سوال ازتون ميپرسم خدا وكيلي تا حالا شده هنوز اتفاقي براتون نيفتاده ذكر خدا و امامان بگوييم و موقعي كه اتفاقي برامون ميفته به ياد خدا وامامان معصوم ميافتيم.
مثلا:تازه يك عزيزمون از دست داديم خيلي فكر جهان اخرت ميفتيم هي به خودمون ميگيم نكنه بميرم و بريم تو جهنم ولي اين فكر تا مدتي با ماست چرا؟
لطفا نظر خود را درباره اين موضوع بگييد تا به يك جمع بندي كلي برسيم
با سلام .ولادت حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق را به تمام شيعيان تبريك و تهنيت عرض ميكنيم انشاء الله هر جا كه هستيد خوشحال وسربلند باشيد خواهشا مريضان و انهايي به نوعي گرفتار هستند دعا كنيد و براي سلامتي اقا امام زمان همين الان صلوات بفرستيد
يا علي مدد
آيا استمناء گناه است؟ « استمناء » به صورت اختيارى تحقق پيدا مىکند و
جنب شدن (محتلم شدن) بدون اختيار، استمناء نيست و اشکالى هم ندارد اعم از
اين که در خواب باشد يا در بيدارى. بنابراين « استمناء » يعنى کسى با
اختيار مقدماتى را براى خود فراهم کند و اعمالى را انجام دهد که مشروع
نيست و نتيجه آن جنابت مىشود و اين حرام است. حتى انجام مقدمات آن به
صورت اختيارى از نظر شرعى حرام است. لذا ملاعبه با همسر استمناء نيست و
حرام نيز نمىباشد. حکم استمناء و لواط چيست؟ استمناء شرعاً عمل حرامى
است.(اجوبه، ج 1، ص 236 و گناهان کبيره، ج 2، ص 333) لواط و استمناء از
گناهان کبيره هستند.(گناهان کبيره، ج 1، ص 203) آيا استمناء حرام است؟
بله.(توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 917، به فتواى رهبرى) آيا استمناء از
گناهان کبيره است؟ استمناء عمل حرام و از گناهان کبيره است. هر چند در
قرآن و يا روايات به کبيره بودن آن تصريح نشده ولى چون بر آن وعده عذاب
داده شده، اين دليل و نشانه کبيره بودن آن است و اين نشانه را خود ائمه(ع)
در روايات فرمودهاند. مثلاً محمد بن مسلم در روايتى در اصول کافى از حضرت
صادق(ع) نقل مىکند: هر گناهى که خداوند آتش را جزا و سزاى آن قرار داده
کبيره است؛ و روايات به اين مضمون فراوان وارد شده است. گناه استمنا بيشتر
است يا گناه زنا؟ هر دو از گناهان کبيره است ولي گناه زنا بيشتر است. از
طرف ديگر مجبور بودن به گناه معني ندارد. خداوند به انسان اراده داده است
و شخص توان مقابله با هواي نفس را دارد، ليکن بايد جديت کند و از خدا نيز
استمداد جويد. استمنأ جزء گناهان صغيره است يا کبيره در اين باره
نميتوان اظهار نظر قطعي نمود ولي بنا بر نظر دانشمندان اخلاق، استمنا از
گناهان کبيره است گرچه در حد زنا و برخي اعمال شنيع ديگر نيست.
آيا اگر مرد بجاى اينکه با قبل همسرش نزديکى کند با دست يا ساير اعضا او
استمنا کند اشکال دارد؟ اگر اين عمل از روى لباس انجام شود حکم آن چيست ؟
انسان مى تواند با هر يک از اعضاى بدن خود از همسر خود استمتاع کند و فرقى
نميکند که از روى لباس باشد يا بدون لباس. نوجوانى که در شرايط اجتناب
ناپذير جنسى قرار دارد و نمى تواند اميال جنسى خود را کنترل کند و ازدواج
موقت نيز براى او دست نيافتنى است و از طرفى نمى خواهد به کارهاى خلاف از
قبيل فاحشه بازى، زنا و غيره آلوده شود، آيا مجاز است دست به استمناء
بزند؟ خود ارضائى و استمناء حرام است، بهتر است براى کم شدن شهوت روزه
بگيرد، کتاب بخواند، ورزش کند، و تفريحات سالم ديگر داشته باشد. استفتا از
آيت الله العظمي فاضل لنکراني اگـر شـخـصى با خود بازى کند , اما هنگام
خروج منى ازخروج آن جلوگيرى نمايد و منى خارج نشود , آيا اين عمل حرام است
؟ جواب بسمه تعالى اين عمل خالى از اشکال نيست , واللّه العالم استفتا آيت
الله العظمي تبريزي آيا خودارضايى متأهل در مواقع دورى از همسر براى
جلوگيرىاز به گناه افتادن صحيح است؟ استمنا به طور کلى حرام است و فرقى
ميان قبل از ازدواج و بعد از ازدواج ندارد و بايد دانست که عوارض نامطلوبى
را از نظر روانى و جسمى براى فرد به همراه دارد. آبي که بعد از تحريکات
جنسي از مردان خارج ميشود و بدون بو و رنگ وکمي چسبنده است پاک است يا
نجس؟ آبها ورطوبت هايي که قبل از خروج مني در اثر تحريک جنسي از فرد خارج
ميشود پاک است و وضو را نيز باطل نميکند همچنين است آبي که پس از مني
خارج ميشود. بنابراين جز مني و بول بقيه رطوبتها پاک است. آيا تجويز
پزشک به عمل استمنأ مجوز شرعي آن ميتواند باشد؟ استمنا از گناهان بزرگ و
حرام است که جايز نيست و طبق نظر مقام معظم رهبري تنها در موردي که درمان
و معالجه مرض متوقف بر استمنا باشد اشکال ندارد و عدم تفاهم با همسر مجوز
شرعي چنين عمل زشتي نيست. توضيحالمسائل مراجع ج 1 س 807- نظر مقام معظم
رهبري معناي بول ، ترشح و استمنا را بنويسيد. بول يعني ادرار. ترشح به
معني سرايت است و اصطلاحاً به رطوبتهايي که از مجراي ادرار خارج ميشود
نيز اطلاق ميشود. استمنا يعني، انسان با خود کاري کند که مني از او بيرون
بيايد. تنها در دو صورت غسل جنابت بر انسان واجب ميشود: الف) هرگاه يقين
به خارج شدن مني پيدا کند. ب) هرگاه آميزش جنسي و دخول محقق شود (گرچه به
اندازه حشفه باشد و مني هم خارج نشود) که در اين صورت هر دو طرف جنب
ميشوند و بايد غسل نمايند. اما براي بول يا ترشحات غسل واجب نيست، بلکه
بايد محلي را که بول با ترشح نجس اصابت کرده تطهير نماييد. گفتني است که
فکر درباره جنس مخالف موجب غسل نميشود، مگر اين که آن فکر باعث تحريک
شهوت و خروج مني شود که در اين صورت غسل هم واجب ميشود. اگر روزهدار قبل
از اذان صبح استمنا کند و تا اذان صبح غسل نکند روزهاشچه حکمي دارد؟
چنانچه براي ورود به روزه پيش از اذان غسل يا تيمم نکرده است و مساله را
ميدانسته قضا و کفاره بر او لازم ميشود. اگر روزه در ماه مبارک رمضان
بوسيله استمنا باطل شود چه حکمي دارد؟ در صورتي که علم به بطلان روزه با
استمنا داشته و يا احتمال بطلان ميداده است، علاوه بر قضا کفاره جمع واجب
ميشود. (يعني 60 روز روزه و اطعام 60 فقير). حد استمنا چه قدر است راه
پاک شدن از اين کار چيست؟ استمناء حدّ ندارد ولي در صورتي که شخص استمناء
کننده نزد قاضي اقرار کند يا دو نفر عادل نزد قاضي شهادت بدهند قاضي او را
تعزير ميکند، يعني مقداري که مصلحت ميداند به او تازيانه ميزند. در
اينگونه موارد لازم نيست شخص گناهکار نزد حاکم برود و آبروي خود را ببرد،
بلکه اگر عنداللَّه توبه کند کافي است و عقوبتي ندارد. اگر به جهت آزمايش،
استمنأ نمايد، آيا اين عمل حکم استمنأ را دارد وعرق او عرق جنب از حرام
است؟ استمنا حتي اگر به دستور پزشک باشد حرام است و حکم جنب از حرام بر
او و بر عرق او جاري است. براي گرفتن آزمايش مني از راه حلال و از طريق
ملاعبه با همسر اقدام نماييد. آيا براي استمنا غسل لازم است؟ اگر با
استمنا مني خارج شود غسل واجب ميگردد. بنابراين در اوج شهوت جنسي اگر
مايعي از زن خارج شد حکم مني داشته و بايد غسل کرد. مدتى آلوده گناهى زشت
بودهام (استمناء) و در حال حاضر ترک کردهام... يقين دارم که بعد از
اينکه استبراء مىکنم ادرار از من خارج مىشود. شايد از آثار همان
خودارضايى است. آيا من از کسانى هستم که هميشه بايد با تيمم نماز بخوانم و
يا از کسانى که به آن اعتنايى نکنم؟ اگر به منى بودن آن يقين نداريد و
خروج آن با علامتهاى شرعى خروج منى نيست، حکم منى را ندارد. (استفتاء از
مقام معظم رهبرى) حکم استمنا در ماه رمضان وباقي ماندن برجنابت تا اذان
صبح چيست؟ قضا وکفاره آن چگونه است؟ استمنا در هر حال حرام است و موجب
بطلان روزه ميشود. و اما کيفيت قضاي روزهها: مواردي که روزه خود را با
استمنا و يا باقي بودن بر جنابت تا اذان صبح باطل کردهايد حتما بايد قضا
کنيد واگر به مساله واقف بودهايد يعني ميدانستهايد که اين کار موجب
بطلان ميشود کفاره نيز دارد، يعني براي هر روز شصت روز روزه و يا اطعام
شصت فقير ولي اگر مساله را نميدانستهايد و در يادگيري کوتاهي نکردهايد
در اين صورت تنها قضاي روزهها بر شما واجب است و نيز اگرمدتي مساله را
نميدانستهايد و مدتي ميدانستهايد تنها براي زماني که مطمئن هستيد
مساءله را ميدانستهايد بايد کفاره بدهيد. لازم به ذکراست کفاره نيز
مشروط به تمکن است، يعني اگر از روزه گرفتن (آن هم 31 روز پشت سرهم) متمکن
باشد و يا قدرت مالي براي اطعام فقرا داشته باشد در غير اين صورت
بهاندازهاي که ميتواند بايد انجام دهد و استغفار نمايد. نکته ديگر در
مورد استمنا اين است کهاگر ميدانستهايد اين عمل حرام است و روزه را
باطل ميکند در اين صورت کفاره جمع واجب است، يعني هم بايد شصت روز روزه
بگيريد و هم شصت فقير را اطعام کنيد. البته اين مورد هم مشروط به تمکن
است. ميزان کفاره نيز در مورد اطعام براي هر نفر 750 گرم گندم جو آرد و.
است. مايع سفيد رنگي که بدون شهوت خارج ميشود، چه حکمي دارد؟ گاهي از
انسان مايع سفيد رنگي در حال ملاعبه يا احساس لذت خارج ميشود که آن مايع
مادامي که علائم مني را نداشته باشد (مذي) ناميده ميشود و در صورتي که
استبرأ از بول کرده باشد پاک است و هيچ يک از احکام مني بر آن مترتب
نميشود. عادت خودارضايي را ترک کردهام اما با يک مختصر شهوت بدون داشتن
شرايط سه گانه، مني از من خارج ميشود. آيا در اين شرايط غسل بر من واجب
ميشود؟ اگر يقين داشته باشيد آنچه خارج ميشود مني است غسل بر شما واجب
است و دراين مساله اختلافي نيست. اما اگر احتمال ميدهيد که رطوبتهاي پاک
ديگر باشد که بعضا در حال تحريک جنسي خارج ميشود و در مني بودن آن ترديد
داريد در حکم طاهر هستيد و غسل لازم نيست. لذت بردن از اعضا و جوارح
دختران نابالغ چه حکمي دارد؟ حرام است. عادت خودارضايى را ترک کردهام اما
با يک مختصر شهوت بدون داشتن شرايط سه گانه، منى از من خارج مىشود. آيا
در اين شرايط غسل بر من واجب مىشود؟ اگر يقين داشته باشيد آنچه خارج
مىشود منى است غسل بر شما واجب است و دراين مساله اختلافى نيست. اما اگر
احتمال مىدهيد که رطوبتهاى پاک ديگر باشد که بعضا در حال تحريک جنسى
خارج مىشود و در منى بودن آن ترديد داريد در حکم طاهر هستيد و غسل لازم
نيست. چه رابطهاى بين خودارضايى و چشمچرانى وجود دارد؟ ترديدى نيست که
خود ارضايى در رابطهاى مستقيم با چشم چرانى است و کسى که مىخواهد از اين
بيمارى مهلک نجات يابد بايستى در مرحله نخست چشم خود را که دروازه ورود
شيطان است کنترل کنيد. در هر صورت اگر کسى به خود ارضايى مبتلاست بايستى
نماز خود را بجا آورد. چه بسا که همين عمل موجب توفيق او در ترک گناه
گردد. البته براى نماز بايد غسل جنابت بجا آورد و اگر لباسها آلوده شده
تطهير کند. بله: اگر وقت نماز تنگ شد و فرصت براى غسل نيست و يا آب در
دسترس نيست، بايستى تيمم بدل از غسل کرده و نماز خود را بجا آورد.
سلام من 18 سالمه . تا حالا با هر کي افتادم يه جوري منو قانع کرده که
سکس قبل ازدواج لازمه . من تا حالا هيچ رابطه اي نداشتم .رابطه ي جنسي رو
تجربه نکردم .يعني تربيته خانوادم اينجوري بوده . الان سردرگمم نميدونم چي
درسته چي غلطه . اگه ميشه با يه دليل قانع کننده منو يه جور قانع کنين
پاسخ:
@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
از اين که تا حالا هيچ رابطه جنسي نداشته و توانسته ايد خودتان را کتنرل کنيد ،به شما تبريک مي گويم.
از نظر بنده به عنوان کارشناس ارشد خانواده درماني اين
مسئله که سکس قبل از ازدواج لازم است و باعث موفقيت در ازدواج مي شود و
.... کاملا حرف غير علمي و بي اعتباري است .مطالب علمي درست عکس اين مسئله
را ثابت مي کنند ؛ به عنوان مثال مارک از معروف ترين زوج درمانان جهان در
زمينه رضايت زناشويي به اين نتيجه رسيد که مهم ترين عامل پيش بيني کننده
نارضايتي زناشويي پس از ازدواج ارتباط جنسي قبل از ازدواج زوجين است . اين
نتيجه از بررسي يک و دو تحقيق نبوده ،بلکه نتيجه بررسي صدها تحقيق بود.
چند ماهي است که يه رابطه ي کاملا پاک و عاطفي که فوايد خيلي زيادي رو
برام داشته رو با يه آقايي بر قرار کردم .الان شديدا بهش احساس وابستگي
ميکنم و احساس مي کنم زند گي ام بدون اون معنا نداره .راستش به آخر خط
رسيدم .حتي قادر نيستم براي ازدواج ام تصميم گيري کنم هر کاري مي کنم نمي
تونم فراموشش کنم و نمي تونم رابطه ام رو باهاش قطع کنم .خسته شدم .تورو
خدا کمکم کنيد دارم از درون مي پوسم .
پاسخ:
@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
عشق از مفاهيم بسيار پيچيده است و از نظر روانشناسي چندان
امر مثبتي قلمداد نميشود. آنچه که به ترويج و تشديد اين مقوله هزار تو
دامن ميزند، تعريف و تمجيدها بيحساب و کتابي است که از مفهوم عشق در
سريالها، فيلمها، رمانها، ترانهها، شعرها، حکايتهاي تاريخي و... مي
شود . انگيزه هاي دروني و عاطفي نيز بهآن دامن مي زند . اين مسئله باعث
گشته ماهيت واقعي عشق در پس پرده خيالپردازيهاي رمانتيک مغفول بماند .
بسياري از دختران و پسران اين مرز و بوم در وادي جانکاه آن گرفتار آيند.
قبل از ورود به بحث عشق اجازه ميخواهم نيم نگاهي به فرق بين دو مفهوم کليدي وابستگي و دلبستگي نماييم.
فرض کنيد به ميوهاي مانند آناناس علاقمند هستيد و به آن
«دل بستهايد» .حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دليلي از خوردن آن
محروم بمانيد، آيا در زندگي عادي و روزمره شما اختلالي ايجاد خواهد شد
؟آيا عملکرد روزانه شما رو به کاستي ميگذارد؟ مسلّماً نه. سالها از
موضوع «دلبستگي» خود محروم ميمانيد ، ولي همه امور زندگي شما بر وفق
مراد است.
اين نوع علاقه و تعلق را «دلبستگي» ميگويند ،حال اگر به
جاي دلبستگي به آناناس به آن «وابسته» بوديد ،يک روز بدون آناناس
نميتوانستيد سر کنيد. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادي است که هر از
گاهي براي به حد طبيعي رساندن سطح عملکرد خود نيازمند مصرف مواد است، پس
وابستگي رواني نوعي اعتياد است. وابستگي رواني به چيزي يا کسي باعث کاهش
عملکرد در فرد ميگردد و به نوعي فرد را از زندگي روزانه و عادي خود خارج
ميسازد . فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل
مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است ،در حالي که اين وابستگي عقلاً و منطقاً
امري به شدت نکوهيدهاي است.
در اسلام به شدت از وابستگي به غير خدا پرهيز داده شده
است . وابستگي رواني يا به تعبيري عشق را اين گونه تصوير کرده است که وقتي
بندهاي از خدا فاصله ميگيرد، خداوند عشق غير خود را در اين فاصله قرار
ميدهد.
اولياي خدا و ائمه معصومين به همسران و فرزندان خود دلبسته بودند، ولي سر سوزني به غير خدا وابسته نبودند.
به نامه شما بر ميگردم (الان شديدا بهش احساس وابستگي
مي کنم و احساس مي کنم زند گي ام بدون اون معنا نداره . راستش به آخر خط
رسيدم .حتي قادر نيستم براي ازدواج ام تصميم گيري کنم. هر کاري مي کنم نمي
تونم فراموشش کنم . نمي تونم رابطه ام رو باهاش قطع کنم .خسته شدم)
دلبستگي به آن فرد در صورتي که از چهارچوب شرع خارج نگردد، مشکلي ندارد،
ولي وابستگي و تعطيل کردن زندگي به بهانه اين وابستگي مرضي امري صد در صد
مذموم است.
آن چه که در زندگي هر مؤمن در درجه اول اولويت قرار
ميگيرد، استقلال رواني ـ عاطفي است . استقلال رواني-عاطفي سر منشأ بسياري
از تحولات مثبت است. استقلال رواني ـ عاطفي در همه حوزههاي عاطفي از قبيل
پدر و مادر ،شوهر و فرزند و دوستان بايد جاري باشد. وابستگي به هر کسي
چيزي جز فرسودگي رواني، اشتغالات ذهني بيمورد، کاهش عملکرد، افول معنوي،
افت تحصيلي و شغلي، فرصتسوزيهاي مکرر و... ندارد.
دختر و پسري که به عشق افراطي مي گرايند ( و به کاهش شديد
عملکرد دچار مي شوند)به نوعي از چند اختلال عمده روانشناسي يعني اضطراب
وسواس و افسردگي بيبهره نيستند، به عنوان مثال با نگاهي به درونيات خود
متوجه خواهيد شد که از اضطراب نسبتاً بالايي رنج ميبريد . اضطراب حتى به
قبل عاشق شدنتان بر ميگردد . در گذشته نيز براي کاهش اضطراب خود به افراد
پيراموني خود پناه ميبرديد. پناهجويي به نوعي در شما نهادينه شده و به
آن شرطي شدهايد، پس با هر اضطرابي ناخودآگاه به دنبال فرد آرامشگري
ميگرديد که اين فرد معمولاً معشوق است .پس در مکانيزم عشق اضطراب بالا
نقش بهسزايي دارد و در درمان آن نيز کاهش اضطراب نقش کليدي دارد.
از سوي ديگر عشق به نوعي به نابودي عزت نفس فرد بازگشت
ميکند. کسي که عزيز است ،هيچ گاه خود را در مقابل فردي از همجنس خود
حقير و کوچک نميکند. اين پسر مثل ميليونها پسر ديگر داراي نقاط ضعف و
قوت عمدهاي است . به هيچ وجه صلاحيت بت ،قبله يا خدا شدن براي شما ندارد.
خضوع و خشوع فقط در مقابل عزيز مطلق يعني خداوند زيبنده است . هر نوع کوچک
کردن بنده در نزد بنده ديگر مطرود است. فردي که ارزشمندياش دروني است، نه
بيروني، هيچ گاه به مقوله عشق گرفتار نميآيد. اگر از درون خود را ارزشمند
بدانم ،چه نيازي دارم فرد بيروني به ارزشگذاري من اقدام نمايد؟ تحقير و
تضعيف عاشق در برابر معشوق از نظر اسلام و روانشناسي محکوم است و با
مقوله مهم عزت نفس و اعتماد به نفس منافات دارد.
افراد عاشق معمولاً از رگههايي از افسردگي رنج ميبرند
.به تعبيري از بيمعنايي و يکنواختي در زندگي به ستوه آمدهاند. فرد
افسرده ميکوشد معناي جديدي براي زندگي خود دست و پا کند . معناي جديد
معمولاً از جنس مخالف انتخاب ميشود. فرد افسرده پس از مدتي معشوقش به
تنها معناي زندگياش مبدل ميگردد و احساس ميکند که زندگي بدون معشوق
فوقالعاده بيمعناست.
معناي زندگي به امور گذرا متغير و بيمبنا اطلاق
نميگردد، پس اگر به هر دليلي فرد عاشق در رفع افسردگي باليني يا غير
باليني خود بکوشد و کانون ارزشمندي خود را از بيرون و افراد بيروني به
درون خود منتقل نمايد ،به معناي واقعي زندگي دست مييابد. مقوله عشق روز
به روز جاي خود را به دلبستگي صرف ميسپارد .دلبستگي امري سالم و صد در صد
خدايي است، ولي وابستگي رواني امري صد در صد مرضي و غير خدايي است .آنچه
متأسفانه گرفتار شديد ، وابستگي است.
از نظر روانشناسي خصوصيات افراد عاشق همپوشاني زيادي با
خصوصيات افراد وسواسي دارد . همان گونه که فرد وسواسي براي حصول آرامش به
ده بار شستن دست خود در روز عادت دارد ، فرد عاشق هم براي به دست آوردن
آرامش خود نيازمند ملاقات نو به نو و تجديد ديدار با فرد معشوق است. به
اين ترتيب عشق مرضي تحت عنوان رفتار وسواسي ـ اجباري طبقهبندي ميشود .
وسواسي بودن جاي هيچ تعريف و تمجيدي براي فرد باقي نميگذارد تا اين جا
مشخص ميشود که سريالها فليمها رمانها ترانهها و... امري را ميستايند
که به نوعي اختلال رواني محسوب ميگردد و باعث خارج شدن فرد عاشق از
گردونه زندگي سالم ميگردد.
چه بسا اگر عاشق نبوديد ،با خيالي آرام و در دور از هر
گونه دغدغه و اشتغال ذهني 24 ساعته با پسري بدون هيچ وابستگي مرضي ازدواج
مينموديد . بعد از ازدواج به دلبستگي خود و نه وابستگي خود ميافزوديد.
چرا انسان عاقل بهترين و سرنوشتسازترين لحظات عمرش صرف يک امر موهوم و
بيمعنا کند؟ آيا سزاوار است که سرمايه عمر و ايمانم را براي يک فرد
فوقالعاده معمولي تباه کنم؟ آيا زندگي عاشقانه امري متناقض نيست؟ چرا
انسان بايد زندگي کند يا عشق جانکاه و طاقتفرسا و بيفرجام را سر لوحة
گذران عمر خود قرار دهد؟!
خواهرم..
بايد بدانيد مشکل شما در درون شماست . اگر بتوانيد با کمک
روانشناس مجرب و روانپزشک کارآزموده بر اين سه اختلال خود چيره آييد،
معناي واقعي زندگي را که سراسر آرامش و طمأنينه است ،خواهيد چشيد و گرنه
باقي عمر نيز به بيهودگي خواهد گذشت.
اين سؤال همواره از خود بپرسيد که تا کي ميتوانم به اين
روند آسيبزا و خطرناک ادامه دهم: يک سال دو سال ده سال، بيست سال، سي
سال، تا پايان عمر؟! آيا اين قدر بيارزش هستيد تا به خاطر نرسيدن يک
بنده بيمقدار، زندگي طلايي خود را فنا سازيد! آيا نميشود با پسري از روي
سلامت روان و نه اختلال روان ازدواج کرد؟ چه بسا تا همين حال نيز فرصت هاي
مهم و سرنوشت سازي را به خاطر آن عشقي که گفتيد ، از دست داده ايد . بايد
هر چه زودتر به ارزشمندي واقعي خود رسيده و از افسردگي بيرونآمده و با
احترام و شخصيت دادن به خود و يافتن دوياره عرت نفس از دست رفته ، به
موضوع ازدواج با همسري مناسب و با شرايط آماده و واقعي ، نه خيالي و رواني
و ذهني بينديشيد.
مردان به شدت از زنان عاشق شيدا و واله متنفرند، چرا که
مردان از اين که کسي به آنان وابسته گردد ،به شدت معذب ميگردند .هر آن از
اسير قفس محبت همسر شدن فراري هستند. مرد دوست دارد تا همسرش همواره
دلبسته او باشد ،نه وابسته. زن وابسته مثل وزنه بسيار سنگيني است که بر
پاي مرد سنگيني ميکند.
يکي از دلايل خيانت مردان به زنان ، دلزدگي عاطفي از محبت
افراطي همسرانشان است. همسر عاقل هيچگاه در مقابل همسرش خود را ذليل و
حقير نميسازد. همواره استقلال عاطفي ـ رواني خود را براي جلب بيش تر
محبت شوهر حفظ ميکند، پس تنها در يک صورت مرد به زندگي با يک زن عاشق
ادامه ميدهد که مرد نيز از خلأهاي شديد روحي رواني و عزت نفس پاييني رنج
ببرد. در طول چندين سال تجربه روانشناسي، موردي نيافتهام که مرد عاقل
بتواند با زن وابسته و عاشق پيشه زندگي مسالمتآميزي داشته باشد.
ميتوانيد با بازنگري جانانه در نظام شناختي عاطفيتان به ازدواج موفق و سالم با مردي با ويژگيهاي سلامت روان نايل آييد.
شکي نيست اين چند برگ کاغذ در شما اثر چنداني نخواهد داشت
. به احتمال زياد به روند خانمانسوز ادامه خواهيد داد. مکانيزم دفاعي ما
بسيار قدرتمندتر از آن است که به همين راحتي زير بار حرف ديگران رويم و به
تغيير اساسي در خود بينديشيم.
اميدواريم در آيندهاي نزديک از اين سبک زندگي که به نوعي
مردگي محسوب ميگردد ،دست بشوييد . در باقيماندة عمر شريفتان مسير
خداپسندانهاي که در پرتو استقلال عاطفي رواني عزت نفس بالا، ارزشمندي
دروني و.... محقق ميگردد بپيماييد. آن روز زياد دير نيست، اگر خواهان آن
باشيد.
منتظر سوالات شما هستيم
با سلام خدمت شما عزيزان دوباره بازگشتم تا درباره مسئله مهمي كه اين روزها همه جوان ها دست به گريبان ان هستند مطالبي در اختيار شما عزيزان قرار بدهم در اين بحث هم سخنان امامان معصوم هستند و هم نكات اموزشي پس هر كس سوالي داشت مطرح كنيد
در مورد خود ارضایی مفصّل توضیح دهید و راه مبارزه آن را بنویسید؟ آیا تأثیری بد در ازدواج و بچهدار شدن میگذارد؟
از این که با ما مکاتبه نمودهاید سپاسگزاریم. در نامه از عدم پاسخ کامل
سخن گفتهاید، ولی شماره نامه قبلی را ذکر نکردهاید تا بررّسی نماییم. در
صورت لزوم در نامه بعدی شماره نامه پیش را ذکر کنید.خود ارضایی یکی از
اقسام انحرافات جنسی به شمار میرود. در پیدایی آن علل مختلفی دخالت دارد
مانند تحوّلات بلوغ، عوامل تحریک زا، عقده حقارت، مساعد نبودن محیط
خانواده، معاشرت با منحرفان، ضعف ایمان و ناآگاهی از پیامدهای خودارضایی.
متأسفانه خودارضایی، عوارض زیان باری دارد، مانند ضعف سیستم عصبی، ناتوانی
جنسی، گریز از ازدواج، سرد مزاجی، پژمردگی رنگ، ایجاد حلقه سیاه دور چشم،
خستگی و خواب آلود بودن، شرم کاذب، گوشهگیری و آشفتگی در خواب.(1)البته
تأثیر خودارضایی در ازدواج و یا بچه دار شدن مطلبی نیست که برای همه افراد
یکسان باشد. در این باره باید پزشک متخصص با معاینات خود نظر دهد. معمولاً
این مشکل برای افرادی که در خود ارضایی افراط کرده و سابقه زیادی دارند،
ممکن است اتفاق افتد.از نظر شرعی شکی نیست که خود ارضایی حرام است و
استغفار و توبه از آن لازم میباشد.اسلام برای مقابله با انحرافات جنسی
عموماً و خودارضایی خصوصاً در دو بخش پیشگیری و درمان راهکارهای مناسبی
را ارائه کرده است. اما روشهای کاربردی در بخش نخست عبارت است از:1-
خردورزی: خودارضایی نتیجه عدم تعدیل غریزه جنسی است.بدیهی است که با مهار
احساسات و تعدیل غریزه جنسی میتوان از خود ارضایی پیشگیری کرد.یکی از
راههای مهار غریزه جنسی استفاده از نیروی عقل است. امام علی(ع) میفرماید:
"در دلهای بشر، خاطرات بد و خواهشهای زشت پدید میآید و عقل از اعمال آن
خاطرات جلوگیری میکند".(2) البته به دلیل نیرومندی غریزه جنسی و نارسایی
عقل در ایام بحرانی بلوغ، این چراغ هدایت، کم فروغ میگردد. در این شرایط
باید از احساسات مذهبی بهره گرفت.2- خدا محوری: در هنگامه بحران بلوغ، با
استمداد از احساسات مذهبی و رعایت تقوا میتوان شهوت را کنترل کرد.
بزرگترین قدرت برای مهار غرایز از نظر اسلام احساس مذهبی است. قرآن مجید
نماز را عامل باز دارنده از گناه میداند و میفرماید: "نماز آدمی را از
کارهای زشت باز میدارد".(3) جوانی از انصار نماز را با پیامبر ادا میکرد،
ولی آلوده به گناهان زشتی بود. حضرت فرمود: "سرانجام نمازش او را از این
اعمال پاک میکند".(4) البته هر نمازی به نسبت رعایت شرایط، این اثر را
دارد. رسول اکرم(ص) به جوانان توصیه میکند برای کنترل غریزه جنسی، از روزه
و امساک از خوردن استفاده کنند.(5)3- رعایت اصل مهم حیا و عفت در محیط
خانه: رعایت بعضی مسائل مانند جداسازی محل خواب کودکان، محدود کردن، تماس
بدنی با آنان، دور نگاه داشتن کودکان از مناظر مهیج از بروز انحراف جنسی
جلوگیری میکند. 4- دقت در دوست یابی: اولین قدمهای انحراف را نوجوانان به
کمک دوستان ناباب بر میدارند. برای پیشگیری از انحرافات جنسی باید در
انتخاب دوست وقت کافی صورت گیرد.5- کنترل غریزه جنسی: جوان باید از ابتدای
بلوغ، غریزه جنسی را به کنترل در آورد تا انحراف به صورت عادت در نیاید.
کنترل از طریق: طرد افکار شیطانی، پر کردن اوقات فراغت، کنترل چشم و عدم
اختلاط زن و مرد انجام میگیرد. بیدار ماندن در رختخواب ممکن است زمینه ساز
برخی انحرافات شود، از این رو به جوانان توصیه میگردد زمانی وارد بستر
شوند که به حد کافی خسته شده و آماده خواب باشند. برای این امر میتوان از
مطالعه کتابهای مفید قبل از خواب استفاده کرد، زیرا اشتغالات فکری اثر
عمیقی در انصراف فکر از عادات و انحراف جنسی دارد، از این رو پر کردن
اوقات فراغت از اهمیّت خاصی برخوردار است.6- یاد مرگ: یکی دیگر از عواملی
که در غلبه بر شهوت نقش مهمی دارد، یاد مرگ است. رسول اکرم(ص) میفرماید:
"زیاد مرگ را یاد کنید که یاد مرگ شکننده لذّات نفسانی و حایل میان تو و
شهوات است".(6)7- ازدواج: راه صحیح ارضای غریزه جنسی، ازدواج قانونی است.
رسول خدا(ص) میفرماید: "ای جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد،
حتماً اقدام کند، زیرا بهترین وسیله است که چشم را از نگاههای آلوده و
عورت را از بی عفتی محافظت میکند".(7) از این رو اسلام، در جایی که ترک
گناه منوط به ازدواج باشد، آن را واجب کرده است. فقهای عظام فرمودهاند:
کسی که به دلیل نداشتن زن به حرام میافتد واجب است زن بگیرد.(8) این مسئله
در مورد زنان نیز مؤثر است.8- خویشتن داری: قرآن مجید راه مقابله با طغیان
غریزه جنسی را در صورت فراهم نبودن زمینه ازدواج، خویشتن داری در امور
جنسی میداند و میفرماید: "آنها که وسیله ازدواج ندارند، باید عفت پیشه
کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز کند".(9)البته تسلط بر نفس و
تعدیل غریزه جنسی، کار بسیار دشوار است که نیاز به مقاومت سرسختانه دارد.
امام علی(ع) میفرماید: "شهوتها و خواستههای نفسانی، بیماریهای کشنده
هستند و بهترین دوای آنها، صبر و پایداری در برابر آنها است".(10) 9-
تقویت اراده: اگر زیاده خواهی جنسی به صورت عادت ناپسند خودارضایی در آمده
باشد، از آن جا که عادت به منزله طبیعت دوم آدمی به شمار میرود، رهایی از
آن، احتیاج به عزمی راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهم است، خواستن و
انگیزه داشتن است. در این جهت تلقین مثبت بسیار کارساز است. افراد مبتلا
به خودارضایی باید مرتب به خود تلقین کنند که به خوبی قادرند این عادت را
ترک کنند، ضمن این که به دنبال آن جای گزین کردن یک عادت پسندیده ضروری
است.روان شناسان میگویند: برای ترک یک عادت بد، حتماً باید به سراغ عادت
خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود. در مورد عادات بدجنسی باید درست در
همان ساعاتی که انگیزه آن در مبتلایان تولید میشود، به سراغ برنامه خاصی
(مانند ورزش، تفریح، رفتن پیش دوستان و بطور کلی بیرون آمدن از خلوت و
تنها بوده) که برای چنین ساعاتی از قبل پیش بینی کردهاند بروند.(11)10-
مؤاخذه و تنبیه: آدمی گذشته از همت والا، به محرک هایی نیازمند است تا نفس
مایل به تنبلی و رکود را به حرکت و تلاش وا دارد و در طریق مجاهدت با نفس
ثابت قدم و مقاوم گرداند. در این میان، مهمترین محرّک، تنبیه و مجازات
است.مجازات در برابر زیاده خواهی جنسی از ملامت شروع و سپس به مراحل
شدیدتر مانند محروم کردن خویشتن از بعضی لذایذ زندگی در مدّت معیّن منتهی
میگردد.11- ورزش: یکی از راههای آرام کردن طوفان غریزه جنسی در انسان،
ورزش و فعالیت بدنی است، زیرا ورزش مقدار فراوانی از انرژیهای بدنی و فکری
انسان را به خود اختصاص میدهد و از مسائل دیگر کم میکند.12- کم خوری: در
روایات اسلامی از روزه داری به عنوان یک عامل غلبه بر شهوت یاد شده است.
پیامبر اکرم(ص) میفرماید: "ای جوانان! هر یک از شما قدرت ازدواج دارد
ازدواج کند و اگر قدرت ندارد، روزه بگیرد، زیرا روزه گرفتن برای کنترل
شهوت مفید است".(12)پی نوشتها: 1. احمد احمدی، روانشناسی نوجوان و جوان،
ص 120.2. غررالحکم، ج 2، ص 500.3. عنکبوت (29) آیه 45.4. تفسیر نمونه، ج
16، ص 287.5. بحارالانوار، ج 100، ص 220.6. بحارالأنوار، ج 74، ص 388.7.
مکارم الاخلاق، ص 100.8. توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2443.9. نور
(24) آیه 33. 10. غررالحکم، ج 1، ص 72 11. ناصر مکارم شیرازی، مشکلات جنسی
جوانان، ص 169.
با سلام خدمت دوستان اگر نظري انتقادي و پيشنهادي در رابطه با وبلاگ داشتيد بگوييد تا ما در ارتقا وبلاگ نهايت سعي خود را بكنيم
با سلام خدمت دوستان شما ميتوانيد هر گونه سوال درباره دين اسلام.ازدواج.نجاسات و مرگ سوالات خود را مطرح كنيد تا ما پاسخگوي شما باشيم
باعرض
تبریک و تهنیت به مناسبت فرا رسیدن میلاد باسعادت منجی عالم بشریت قطب
عالم امکان حضرت ولی عصر ارواحنا له لمقدمه الفداء و عرض ارادت به ساحت
مقدس و محضر ملکوتی حضرت رسول الله (ٌص)و امیر مومنان حضرت علی علیه
السلام و بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها و اولادشان .
وبا عرض تبریک این روز خجسته به محضر شما بزرگوارن بالاخص شرکت کنندگان در این طرح ملکوتی.
به حول قوه الهی و مدد پیامبر راستین حضرت ختمی مرتب محمد مصطفی صلوات الله علیه وآله
طرح پرشکوه وپرخیر برکت
ولایت تا ولادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی علیه السلام
در فرخنده زاد روز این بزرگوار پایان یافت و تعداد صلوات ختم شده ۱.۰۳۱.۲۰۲
گل صلوات ختم گردید و شایان ذکراست که تعداد زیادی از دوستان علام
نکردندانشاءلله اجر و خیر این امر مهم در نامه اعمال همه ثبت و ضبط باقی و
شامل لطف رحمت پروردگار قرار می گردد.انشاءلله.
بازهم به نوع خود از شما بزرگواران تشکرمیکنم و دست
بوس تک تک شما عزیزان هستم که با این عمل پرخیر شما چه بسا که یقیناً باعث
تعجیل در فرج حضرت گردیده و ظهور را نزدیکتر نموده
دوره جدید ختم صلوات :
به حول قوه الهی و مدد شما منتظران حضرت و استقبال خوب و پرشور شما بزرگواران طرح ختم صلوات
ازمیلاد منجی الی عاشورای حسینی
برای سال دوم اجرا میشه که به مدت ۱۵۴ روز می باشد انشاءلله همچنان هر روز۱۰۰گل صلوات
برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت حجت ارواحنا فداه فرستاده می شود.
در ضمن دوستان اگر مایل باشند می توانند روزی یک مرتبه زیارت آل یاسین را هم قرائت نمایند که جمعاً
۱۵۴زیارت آل یاسین هم قرائت می شود
برای ثبت نام به سایت زیر مراجعه نمائید
http://salawatlink.blogfa.com